معنای واژه شرنگ

شرنگ در لغت نامه معین به معنی 1-زهر،سم 2-هرچیز تلخ3-حنظل (هندوانه ابوجهل) که این معنا هیچ تناسبی با مجلس رقص و پایکوبی نداشت.بنابر این بدنبال وجه تسمیه آن با این مراسم بودم که متاسفانه هیچ کتابی در کتابخانه شهر و دانشگاه پیام نور در این مورد وجود نداشت. در اداره میراث فرهنگی نیز تنها یک کتاب درباره فرهنگ عامه موجود بود که در آن فقط یک بار اشاره به شرنگ شده بود بدون هیچ نوع معنا و تفسیری. کارمند آنجا این طور عنوان کرد که این واژه از ترکیب دو تکواژمستقل شعر و رنگ ساخته شده که شعر همان آواز و موسیقی و رنگ یعنی حنایی که بر دست عروس و داماد می نهادند. به مرور در لهجه عامیانه به شرنگ تبدیل یافته است.متاسفانه منبعی که این گفته را تایید کند نیافتم اما پس از تحقیقات مختلف در مورد آداب این مراسم به نوعی این گفته مورد تایید جمع آورندگان فرهنگ عامه قرار گرفت.

 

مراسم ازدواج در قدیم

ازدواج در قدیم دارای دو مرحله بوده مرحله اول مقدمات ازدواج است که به اختصار نام برده و مرحله دوم که مراسم شرنگ و عروسی می باشد که توضیحات آن در ادامه بیان خواهد شد.

الف :مرحله اول ازدواج

 دید کردن ،دیدن و جواب گرفتن است در این مرحله که خود آن ممکن است چند ماه به طول انجامد خانواده پسر به خانه دختر می رود . وبعد از مقدمه چینی موضوع از طرف زن بزرگتر جمع عنوان می شود و خانواده دختر با جملاتی چون کنیز شماست پاسخ مثبت خود را اعلام می کردند.بعد از چند روز قند شکنی یا طلبان برگزار می شد که لیستی از طرف خانواده دختر شامل مهریه ،شیر بها،بعضی از وسایل زندگی ،پارچه جهت دوخت لحاف و تشک ،لباس و...تهیه و توسط بزرگان دو فامیل امضا می شد.بعد از مراسم قندشکنی مراسم کوش به پا کنی و بعد عقد بندانی برگزار می شد که شرح آن در این گزارش نمی گنجد.  و زمانی را برای دامادی مشخص تا مراسم عروسی در خانه عروس و دامادی در خانه داماد برگزار شود.

 ب:مرحله دوم ازدواج  

اکثرا در فصل پاییز بعد از برداشت محصول مراسم ازدواج صورت می گرفت.  کسی از نزدیکان هر طرف وظیفه دعوت کردن اقوام و نزدیکان را به مراسمات (خمیر پختن،هیزم جمع کنی،گندم پاک کنی ،شرنگ و...)را به عهده داشت و از سمت عروس و یا داماد قند ،شیرینی و یا هدیه ای دریافت می کرد. خود مراسم ازدواج مقدماتی داشت که مراحل آن به شرح ذیل است:

مرحله اول:گندم پاک کنی که بعد از آن برای آسیابان کله قند و دستمالی به عنوان هدیه می دادند تا گندم ها را آسیاب کند.

مرحله دوم:خمیر پختن .بستگان نزدیک جهت پخت تعدادزیادی نان حاضر می شدند.

مرحله سوم:کشتن گوسفند برای مهمانی در این چند شب که از سه تا هفت روز ادامه داشت.

مرحله چهارم:هیزم جمع کنی .اکثر جوانانی که مجرد و از دوستان و خویشان داماد بودند به صحرا رفته هیزم جهت پخت وپز تهیه و سوار الاغ می کنند دختران دم بخت با سپنج به استقبال آن ها رفته و این خود مقدمه ی ازدواج سایر جوانان می شد. جوانان شام مهمان خانواده دامادبوده و دستمالی هدیه می گرفتند.

مرحله پنجم:خرباره(خربره) کلیه جهاز عروس که قبلا تدارک دیده شده درون مجمع کرده و سوار الاغ همراه با ساز و رقص و دهل به خانه داماد می بردند. جلو ی جهاز توسط خانواده داماد گوسفندی کشته می شد و به کسانی که جهاز می بردند دستمالی به عنوان هدیه می دادند.

 

 

 

 

شرنگ در خانه داماد

این مراسم که سه شب طول می کشید و قبل از عروسی همراه با جشن و پایکوبی بوده است.

الف:شب اول شرنگ ،حنابندان

 خانواده عروس لباس داماد را با حنای نم شده در دو ،سه مجمع قرار داده و تعدادی زن و مرد از بزرگان فامیل به خانه داماد برده و دست های داماد را حنا می کنند .در انتهای شب لباس داماد را که آورده اند به شرح ذیل عوض می کنند. فردی از بزرگترهای فامیل که اجاق کور یا زن مرده نباشد دست و دل باز بوده و به خوش خلقی معروف باشد و به اصطلاح مردی خوشبخت باشد (چون معتقدند این خصوصیات به داماد منتقل می شود )وظیفه ی این کار را تقبل می کند.حوله ای جلو داماد گرفته و تمام لباس های او را به جز لباس زیر عوض می کنند .تمام لباس ها به داماد داده می شود تا خود بپوشد اما پیراهنی سفید که جلو بسته و تنها سه دکمه در قسمت یقه داشته توسط آن فرد از گردن به تن داماد می شده است. همراه با لبا س پوشیدن صلوات فرستاده و زن ها نقل و پول بر سر داماد می ریزند.

وتا دیر وقت به رقص و پایکوبی می پردازند.

ب:شب دوم شرنگ ،حمام بردن

از ابتدای شب جوانان به خانه داماد رفته و داماد را به حمام می برند .اغلب حمام عمومی بوده که قبلا با گرفتن وقت از حمامی آن را قرق می کردند. جوانان پیاده دست زنان همراه با آواز داماد را به حمام برده و مورد استقبال حمامی قرار می گرفتند وتوسط حمامی کیسه کشیده می شد و بوسیله وسایلی که از خانه عروس تدارک دیده شده، شسته می شد و حنا بر سر انگشت و کف دست می گذاشتند جوانان همراه نیز حنا می بستند.بعد شسته و با حوله خشک می کردند حمامی سپنج دور داده و همراهان داماد پولی به سینی می ریختند و معمولا داماد پول بیشتری می ریخت.بعد همراه با قشنی(ساز اصلی فریمان با دو نی همراه هم)و رقص داماد را به سمت خانه همراهی می کرده در بین راه یکصدا آواز شَبوش،شَبوش،شَبوش (که کلمه آخر راکشیده تر خوانده می شد) سر می دادند.

ج:شب سوم شرنگ ،شام

شب اصلی جشن با شام پذیرایی می شد اغلب آبگوشت یا پلو خورشت (اُو قرمه) که با بهترین مواد آماده می شد و با نان سنتی (که قبلا نحوه پختش گفته شد) پذیرایی می شد .آبگوشت را در تاس های مسی همراه با گوشت چربی دار و سیب زمینی پخته ریخته با نان قاطی کرده و با دست می خوردند. برنج و خورشت را هم در ظروفی به نام دوری و یا سینی های کوچکتر از مجمع 

 ریخته و چند نفری با هم بدون قاشق و با دست می خوردند.

شرنگ در خانه عروس:

در شبی که عروس برای داماد حنا می برد از طرف خانواده داماد برای عروس نیز حنا می فرستند و زنی خوشبخت ای کار را به عهده می گیرد دست عروس را بالا برده مقداری پول که به آن کف دستی یا حنا پولی می گفتند در  کف دست عروس گذاشته بعد حنا را بر روی آن می گذارد دختران دم بخت (مجرد)از حنای کف دست عروس به دست خود می زدند و برای عروس و خود آرزوی خوشبختی می کردند. در آخر شب عروس را به حمام می بردند  دو نفر مرد از نزدیکان، چوب به دست به عنوان نگهبان، عروس را همراهی می کردند.آن شب تا صبح همه دور عروس جمع بوده و نمی خوابیدند دو نفر دف  می زدند و بقیه با دست زدن یا دوره رقصیدن آن ها را همراهی می کردند اگر کسی می خوابید به صورتش حنا یا زغال می مالیدند و یا لباسش را به لحاف می دوختند.

تغییرات شرنگ در طول زمان :

اگر چه شرنگ هنوز هم در روستا ها و شهر فریمان برگزار می شود ودر بعضی از روستاها بسیاری از آن رسوم هم چنان به قوت خود باقی است اما به مرور زمان تغییراتی کرده است به خصوص در شهر فریمان از جمله: از سه شب به یک شب تقلیل یافته و  در همان یک شب حنا برای عروس و داماد برده و لباس داماد را عوض می کنند مراسم تنها تا نیمه شب ادامه داشته وبعد از تعویض لباس ،داماد می رقصد و اطرافیان به او شاباش (شَبوش:پولی به عنوان شاد باش)به او می دهند.در این شب تنها اقوام درجه یک به شام دعوت هستند .ولی هرکس که دوست داشته باشد می تواند در جشن شرکت کند در این جشن هیچ پذیرایی ای صورت نمی گیرد و تنها گروه ارکست می نوازند وبا صدای خواننده جوانان می رقصند. هنوز رقص های محلی بیشترین طرفدار را دارد اگر چه ارگ و جاز بیشتر کاربرد دارد امادر بعضی از مراسمات از دف و ساز دهل هم استفاده می شود برخی از روستاها و شهر افراد متمول مسابقه کشتی با چوخه برگزار می کنند و یک عدد گوسفند یا مبلغی پول به عنوان جایزه به برنده از سوی خانواده داماد پرداخت می شود. وشب بعد شب عروسی است که مدعوین پس از صرف شام به دنبال عروس رفته و تا خانه داماد همراهی می کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع و مآخذ:

 

1-معین ،محمد،فرهنگ فارسی،انتشارات امیر کبیر،چاپ هشتم،1371،تهران،جلد دوم ،ص2040

 

2-آسیایی پور،مهدی ،جغرافیای فریمان،انتشارات سخن گستر،چاپ اول،1384،مشهد، ص11

3 مصاحبه کننده:اکرم یعقوبی   مصاحبه شونده:محمدحسین آسیایی پور   سن:60سال زمان مصاحبه:5/10/91 ساعت 8شب             مکان مصاحبه:منزل آقای آسیایی پور

 

4-مصاحبه کننده :اکرم صغیر زاده   مصاحبه شونده:سلیمان صغیر زاده       سن:56 سال

زمان مصاحبه:3/10/91                      مکان : روستای قلعه نو منزل آقای صغیر زاده

 

5-مصاحبه کننده:اکرم صغیرزاده        مصاحبه شونده:کبری زهرایی             سن:67 سال

زمان مصاحبه:3/10/91                        مکان:روستای قلعه نو 

6-مصاحبه کننده:اکرم یعقوبی                 مصاحبه شونده:مهین حلمی زارع سن:40

به نقل از پدر مرحومش  زمان مصاحبه:6/10/91            مکان:مدرسه نرجس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست:

1-پیش گفتار                                                                 ص1

    2-معنای واژه شرنگ                                                        ص2

    3-مراسم ازدواج در قدیم    

        الف:مرحله اول ازدواج                                                  ص2

        ب:مرحله دوم ازدواج                                                   ص3

   4-شرنگ در خانه داماد

        الف:شب اول شرنگ،حنابندان                            

        ب:شب دوم شرنگ،حمام بردن                                     ص4

        ج:شب سوم شرنگ،شام                                              ص5

 5-شرنگ در خانه عروس                                                     ص5

 6-تغییرات شرنگ در طول زمان                                          ص6-5

 7-منابع و مآخذ                                                               ص7